کوچولوهای که راست نمیگویند!
دروغگویی کودکان
فاطمه طالبی
کارشناس ارشد روانشناسی

دروغگویی از آن دسته مشکلاتی است که بسیاری از والدین با آن حداقل در مقطعی از سن فرزند خود، رو به رو می¬شوند و برخی از همین والدین نسبت به این مشکل بسیار حساس هستند. برخی از پدر و مادرها این رفتار را طبیعی می¬دانند که تا حدودی درست می¬گویند اما باید بگویم که اگرچه رفتاری در یک مقطع سنی طبیعی و بهنجار به نظر میرسد اما در مقطع دیگر طبیعی و بهنجار نخواهد بود؛ برای مثال کودک 2 ساله درک صحیحی از اهمیت راستی و درستی ندارند اما همین کودک در سن 10 سالگی باید تفاوت بین راست و دروغ را درک کند. همچنین برای کودک 5 یا 6 ساله طبیع است که در افکار رویائی و تخیلی غوطه ور شوند و داستان¬های بلند و طولانی تعریف کند اما در واقع قصد فریب دادن کسی را ندارد. باید توجه داشت که دروغگوئی کودک بدون دلیل نیست و ریشه آن را باید عمدتاً در خانه و بعد در مدرسه جستجو کرد. با این حال این کودک بی پناه است که در نقش معلول تنبیه¬های مختلف را دریافت می¬کند. باید علت را یافت و به رفع آن پرداخت. قبل از آن بیاید با انواع و نشانه¬های دروغ در کودکان آشنا بشویم.
انواع دروغ¬های کودکان
روانشناسان دروغ¬های کودکان را به هفت دسته زیر تقسیم می¬کنند:
1. دروغ بازی: که با آن کودک حوادث تخیلی را به دیگران می¬باوراند؛ مثلاً کودک 4 ساله¬ای تحت تاثیر فیلم دیشب، شروع به تعریف یک داستان دروغی می¬کند.
2. دروغ مبهم: این نوع دروغ از ناتوانی کودک در گزارش دقیق جزئیات و یا مطالعه کردن یک مساله بنا به پیشنهاد و تشویق فرد دیگر ناشی می‌شود؛ مثلاً یک کودک 4 ساله از اتفاقی که دیشب در اتاقش افتاد و باعث ترسش شد، صحبت می¬کند اما برخی از گزارشاتش با دروغ می¬باشد.
3. دروغ پوچ: در این حالت کودک دروغ را برای جلب توجه دیگران به کار می‌برد؛ مثلاً وقتی کودک 8 ساله متوجه بازی مادرش و برادرش میشود، شروع به تعریف کردن یک حادثه دروغی از آن روز مدرسه¬اش می کند.
4. دروغ انتقام جویانه: این نوع دروغ از نفرت کودک ناشی می‌شود؛ مثلاً کودکی برای انتقام از مادرش، وقتی پدر به منزل برمیگردد، ماجرای را همراه با دروغ بر علیه مادر، به پدر می¬گوید.
5. دروغ محدود: کودک در نتیجه ترس از محدود شدن شدید، انضباط سخت¬گیرانه و یا تنبیه بدنی، دروغ می¬گوید؛ مثلاً کودک 5 ساله از ترس تنبیه بدنی مادر، شکستن ظرف را به گردن خواهرش می¬اندازد.
6. دروغ خودخواهانه: دروغ حساب شده‌است که جهت گول زدن دیگران است تا کودک آنچه را می‌خواهد بدست آورد؛ مثلاً کودک 9 ساله¬ای در بازار به مادرش می¬گوید که دوستش برای کادو تولد یک ماشین بزرگ گرفته و او ناراحت شده! از این طریق سعی در ترغیب مادر برای خرید آن ماشین می کند.
7. دروغ عرضی یا وفادارانه: به منظور حفظ و مراقبت از یک دوست دروغ می¬گوید؛ مثلاً شکسته شدن ظرف به وسیله خواهرش را به گردن می¬گیرد.
علل پیدایش دروغ¬گویی در کودکان
• در کودکان کم سن و سال علت دروغ¬گویی جنبه خیالبافی و رویااندیشی آنان است و بهتر است زیاد جدی گرفته نشود.
• آموزش¬های نادرست خانواده و تقلید از اطرافیان و در واقع الگوگیری از والدین.
• مورد بی مهری قرار گرفتن و در نتیجه جهت جلب توجه دیگران (کمبود عاطفه)
• برای اجتناب از ناراحتی و مدرسه و تعقیب
• هنگامی که کودک در محیط ناآرامی قرار گیرند.
• وقتی مورد سرزنش یا تحقیر قرا گیرند.
• وقتی اعتماد خودشان را به اطرافیان از دست می‌دهند.
علائم دروغ¬گویی
وقتی کودکان دروغ می¬گویند در بسیاری از موارد میتوان، متوجه رفتار آنان شد. کودکان بسیار ناتوان¬تر از بزرگسالان هستند تا بتوانند نشانه¬های دروغگویی خود را بپوشانند. برخی از این نشانه¬ها که البته باشد به صورت مجموعه¬ای مشاهده شوند، عبارتند از:
• افزایش ضربان قلب
• نفس نفس زدن
• رنگ پریدگی
• بی‌قراری و اضطراب
• خشکی دهان
• شتابزدگی و عجله
• بدبینی
• فراموشکاری
• پنهان کردن دست¬ها
• لب گاز گرفتن
• پوشاندن بخشی یا نیمی از دهان به وسیله دستان و انگشتان
• عدم تماس چشمی

راهکارهای برای والدین
راهکارهایی زیر مواردی هستند که در سطح فهم و درک کودک میتوانند کمک کننده باشند تا راستگو باشد:
1. علت دروغگویی را شناسایی کنید: بدون شناسایی علت امکان‌پذیر نیست، باید تجزیه و تحلیل دقیقی از لحاظ نوع و عواملی که دروغگویی را بوجود آورده‌اند انجام دهیم و بعد علت اصلی دروغگویی را مورد درمان قرار دهیم.
2. مفهوم حقیقت را به کودک بگوییم: از طریق داستان¬گویی فرق بین حقیقت و افسانه را آموزش داده و تفاوت بین داستان و زندگی واقعی را توضیح دهیم.
3. به جای سوال کردن با جمله خبری به او بگوییم که چه کاری انجام داده‌است: مثلاً اگر میدانیم که کودکمان ظرفی را شکسته است به جای آنکه بگویم “تو ظرف رو شکستی؟” بهتر است بگویم “ظرف داخل حال پذیرایی به وسیله تو شکسته است”.
4. انکار کودک را نادیده بگیرید و به اصل ماجرا بپردازید: یعنی در صورتی که مطمئن هستید به جای توضیح دادن و سوال و پرسش زیاد، از وی خواسته خود را مشخص و ساده بخواهید.
5. علت همه تنبیه‌ها را برای کودک توضیح دهید: وقتی کودک برای رفتار نامناسبی تنبیه میشود برای اینکه احساس ظلم و سپس انتقام گیری نکند، بهتر است دلیل تنبیه را به کودک توضیح دهیم و از آن مهمتر، تنبیه را متناسب با رفتار نامناسب کنیم یعنی از تنبیه شدید بپرهیزیم.
6. راستگویی کودک را با تحسین تقویت کنید: تحسین مهمترین منبع افزایش رفتار مطلوب کودکان است بنابراین وقتی صداقت را رعایت میکند، به وی بازخورد مثبت بدهید بخصوص زمانی که در شرایط سخت صداقت را ادامه می دهد.
7. اجازه بیان احساسات به کودک بدهید. کودکان بسیار تحت تاثیر هیجانات مختلف قرار میگیرند و وقتی رفتار نامناسبی انجام میدهند ابتدا باید احساس همدلی و درک هیجانات را از طرف ما دریافت کنند تا مجبور نشوند برای پنهان کردن همین هیجانات، دروغ بگویند.
8. توجه و محبت لازم را به کودک بدهید: همانطور که گفته شد یکی از دلایل دروغگویی کودکان کسب توجه و حمایت اطرافیان است پس وقتی ما در زمان های مختلف این توجه را بصورت غیرمشروط به کودک خود بدهیم شاید دیگری نیاز به دروغ برای جلب توجه نداشته باشد. همچنین به کودک خود یاد بدهید که چگونه میتواند توجه شما را جلب کند.
9. انتظارات از کودک خود را تعدیل کنید: وقتی ما خواسته¬ها زیادی از کودکان داشته باشیم که در توان و سن آنان نباشد، شاید مجبور شوند که به ما دروغ بگویند تا تائید ما را دریافت کنند، بنابراین خواسته¬ها و انتظارات خود را متناسب با توانایی و شرایط کودک منطبق کنید.
10. سؤال‌هایی که کودک را وادار به دروغ‌گویی می‌کند، طراحی نکنید. گاهی ما میدانیم که دلیل رفتار چه بوده و چه باید کرد اما برای اینکه کودک را شرمنده یا تحقیر کنیم ناخواسته از او سوال هایی می¬کنیم که کودک مجبور میشود برای دفاع از خود، دروغ بگوید و ما جالب آنکه ما عصبانی¬تر میشویم و این دور باطل تکرار میشود. در این مواقع سعی کنید پیامد رفتار را در نظر بگیرید و اعمال کنید.
11. مقایسه و سرزنش ممنوع: کودکان را با یکدیگر مقایسه نکنید زیرا موجب رشد حسادت و درنتیجه، تشدید دروغ‌گویی می‌شود. همچنین کودکان خود را سرزنش و تحقیر نکنید زیرا کودک برای جبران آن، به دروغ‌گویی روی‌می‌آورد.
12. الگوی مناسبی برای فرزندان باشید. به یاد داشته باشید فرزندان ما آن‌چیزی می‌شوند که ما هستیم، نه آن‌چه که می‌خواهیم.