آیا فرزند من غیرطبیعی است؟
تفاوت رفتار طبیعی و غیرطبیعی در کودکان
محمد ترکمان
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

مشاهده علمی نشان می¬دهد که متداولترین مشکلات رفتاری کودکان عبارتند از: شب اداری، ترس، دروغگوئی، خشم و پرخاشگری، اشکال در تمرکز حواس، افسردگی، دزدی¬های کوچک، کمروئی، زودرنجی، ناخن جویدن، تیک، نگرانی، اضطراب، لکنت زبان و مخالف جوئی و…. شاید با گفتن این تحقیق آرامتر شده باشید زیرا تصور می¬کنید که شما تنها والدی نیستید که فکر می¬کنید کودکتان مشکل دارد. اما قبل از تمام این موارد و دست به کار شدن برای پیدا کردن مشکل یا اختلال در فرزند خود، باید بدانیم ملاک رفتار طبیعی و غیرطبیعی چیست؟
والدین باید توجه داشته باشند که بین بهنجاری و نابهنجاری و یا به عبارت دیگر بین سالم بودن و بیمار بودن مرز مشخصی وجود ندارد، بلکه این¬ها به صورت پیوستاری هستند. بدین معنا که بهنجاری و نابهنجاری دو طبقه و قابل تفکیک از همدیگر نیستند. بنابراین شما نباید با دیدن رفتارهای ناسازگارانه و غیر طبیعی، کودکتان را نابهنجار تلقی کنید و بر وی برچسب بیمار، نابهنجار و یا مشکل دار بزنید. به عنوان مثال اگر کودک شما کمی حواس¬پرت باشد، نمی¬توانید بگویید که وی نابهنجار و مبتلا به اختلال بیش فعالی/کمبود توجه است. همه کودکان و حتی ما بزرگسالان هم در طول روز گاهی دچار حواس¬پرتی می¬شویم. تنها زمانی این اختلال باید روی کودک گذاشته شود که حواسپرتی به حدی رسیده باشد که در مسائل تحصیلی و اجتماعی وی تداخل ایجاد کند؛ بدین معنا که رشد کودک از لحاظ اجتماعی و تحصیلی به پای همسن و سال¬های خود نرسد. والدین نباید عجله کنند و با دیدن چند نشانه کودکشان را نابهنجار (بیمار) تشخیص دهند؛ زیرا وجود چند نشانه در کودک شاید طبیعی باشد. با این توصیف شما را به خواندن این مقاله دعوت می¬کنم.

تمایز بهنجار و نابهنجار
مشکل در زمینه¬های گوناگون، تعاریف متعددی دارد. مشکل از نظر لغوی به معنی مساله، امر مبهم و مغشوش و آن چیزی است که براحتی درک نمی¬شود و حل آن به تفکر و اندیشه نیاز دارد. مشکل، موقعیتی نگرن کننده و اضطراب¬آور ایجاد می¬کند و ارضای نیازهای اساسی و عملکرد زیستی – روانی فرد را به مخاطره می¬افکند و کارآمدی او را کاهش می¬دهد. حال سوال مهمتر این است که چطور و با چه ملاک¬های بین رفتار بهنجار و نابهنجار در کودک تفاوت قائل شویم؟ برای پاسخ به این سوال، باید به سه متغییر یعنی فراوانی، شدت و تداوم و همچنین دو اصل یعنی اصل تناسب سنی و پیش¬بینی آینده، توجه داشته باشید؛ روی هم رفته 5 عامل! که در زیر بصورت مختصر هر یک از اینها، تعریف شده است:
• فراوانی یا تعداد رفتار
فراوانی به تعداد و میزان رخداد یا انجام یک رفتار مربوط می¬شود. می¬توانید رفتار کودکتان را مشاهده کرده و تعداد بروز آن را ثبت کنید و آن را با سایر کودکان مقایسه کنید. بدین ترتیب ببینید که آیا فراوانی آن کم است یا زیاد، یا شبیه به سایرین!
• شدت یا نیرومندی رفتار
شدت رفتار بیانگر نیرومندی یک رفتار است. شما در طول روز رفتارهای گوناگونی از کودکتان مشاهده می¬کنید و نیرومندی یک رفتار شاید بیشتر از دیگری باشد. اینکه کودکتان با چه شدتی رفتار خاصی را انجام میدهد، در این قسمت مهم است.
• تداوم یا مدت زمان رفتار
تداوم رفتار نشان دهنده ثبات و پایایی رفتار در طول زمان بوده و گذرا یا پایدار بودن نشانه¬های رفتاری را می¬رساند. اینکه بدرفتاری خاصی، چند مدت است که در کودک¬تان مشاهده میشود، در این قسمت است.
• اصل تناسب سنی
این اصل بیان می¬کند که ما با مشاهده یک نابهنجاری در کودک که متناسب با شرایط سنی وی است، برچسب مشکل، اختلال یا بیماری به کودک نزنیم. در واقع برخی از رفتارهای دوران کودکی ما با وجود این که در نگاه اول به عنوان مشکل و نابهنجاری تلقی می¬شوند، اما به مرور زمان رشد خواهند کرد و مثل حیات اولیه باقی نخواهند ماند.
• اصل پیش¬بینی آینده
اصل پیش بینی آینده بدین معناست که آیا رفتار فعلی کودک در رشد وی در آینده اشکال ایجاد خواهد کرد یا خیر؟ رفتارهایی مثل حرکات بیش از حد و یا عدم تمرکز و توجه را در کودک در نظر بگیرید، این¬ها براساس اصل تناسب سنی در دوره خاصی از رشد کودک انتظار می¬رود، اما اگر در حدی باشند که جلوی رشد طبیعی کودک را بگیرند، نابهنجار محسوب می¬شوند.

حال یک مثال می¬آوریم تا شما بهتر متوجه شوید. فرض کنید یک کودک 5 ساله دارید که احتمال ابتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی یا همان ADHD را می¬دهید؛ ببینیم طبق 5 قاعده فوق چگونه می¬توانیم رفتار این کودک را بهنجار یا نابهنجار قلمداد کنیم:
وقتی ما این کودک را مورد مشاهده قرار می¬دهیم، می¬بینیم که برای مثال تعداد برخاستن از صندلی و نشستن یا وول خوردن وی بسیار بیشتر از همسن و سالانش است (ملاک فراوانی). همچنین این کودک حواسش چنان پرت می¬شود که نمی¬تواند دستورات ساده را بفهمد و درک کند و دائماً پیروی از دستورات را فراموش می¬کند (عامل شدت رفتار). از سوی کودک موردنظر، مدت زمان طولانی دچار چنین مسائلی شده است. رفتارهای بیش فعالی، تکانشگری و بی توجهی کودک حداقل 6 ماه دوام داشته و همچنین غیرانطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی او است، بدین معنا که کودک نمی¬تواند با محیطش انطباق و سازگاری داشته باشد (اصل تداوم). با دقت بیشتر می¬توانیم استنباط کنیم که میزان فعالیت و حواس پرتی کودک، در مقایسه با سنش بیشتر است و ما انتظار این میزان از فعالیت و حواس پرتی را از یک کودک 6 ساله نداریم (اصل تناسب سنی). در نهایت مطابق اصل پیش بینی آینده حدس میزنیم مشکلات حواس پرتی، بیش فعالی و یا تکانشگری این کودک سبب می¬شود تا از جهات گوناگون رشدی عقب افتاده و گسترش سازگاری و بهزیستی¬شان با مشکل مواجه شود؛ مثلاً در آینده نتواند تکالیف درسی¬اش را بخوبی انجام دهد یا در کلاس درس آرام بنشیند و خوب گوش دهد، و شاید مشکلات تحصیلی، دچار مشکلات اجتماعی نیز می¬شود (اصل پیش¬بینی آینده). با این توصیفات میتوانیم احتمال اختلال نقص توجه/بیش فعالی را برای این کودک در نظر بگیریم.
اما اگر همین کودک 5 ساله، تعداد و فراوانی از صندلی بلند شدن و وول خوردنش کم بود، میزان این نوع رفتارها قابل تحمل بود و شدید نبود، تنها گاهی کودک دچار حواس پرتی و فعالیت زیاد می¬شد و در اکثر مواقع قادر به توجه مناسب و فعالیت به اندازه بود، همانند کودکان همسن و سال خود فعالیت داشت و همچنین مقدار حواس¬پرتی و فعالیت وی در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و تحصیلی وی، مشکلی را ایجاد نمی¬کرد؛ تشخیص اختلال نقص توجه/بیش فعالی برای این کودک مطرح نبود.
همچنین والدین گرامی، باید در درباره مشکل، به مواردی زیر توجه داشته باشند:
نخست: ارائه تعریفی همگان پسند ممکن نیست، زیرا نوع و شدت و ضعف هر مشکل، براساس قوانین و ارزش¬های حاکم بر آن جامعه تعیین می¬شود و در فرهنگ¬های مختلف متفاوت است.
دوم: مشکل از دیدگاه متخصصان علوم مختلف تعاریف و کاربردهای متفاوتی دارد؛ مشکل از نظر روانشناسی، برهم خوردن حالت تعادل روانی و رفتاری است؛ از دید جامعه شناسی، عمل کردن برخلاف قوانین و موازین مقبول اجتماعی است و به اعتقاد علمای اخلاق، بی توجهی و بی¬حرمتی و تخطی از ارزش¬ها و اعتقادات و ضوابط اخلاقی است.
سوم: کودکان با توجه به سن در هر یک از دوره¬های کودکی، مشکلات معینی را بیشتر بروز می¬دهند. در سه سال اول زندگی، مشکلات آنان از نوع واکنش¬های روانی-تنی است (یعنی گرچه علت مشکل کودک مسائل روانی و تربیتی است اما مشکل خود را بصورت جسمی مانند دردهای شکمی خود را نشان می¬دهد)؛ در سنین چهار تا شش سالگی بیشتر اختلالات زودگذر نظیر ترس، ناخن جویدن، انگشت مکیدن، پرخاشگری، شب اداری، تخریب و لجبازی در آنان مشاهده می¬شود؛ در سنین هفت تا یازده سالگی اختلالاتی نظیر دزدی، لکنت زبان، دروغگوی، خودداری از مدرسه رفتن، تمارض و تیک بیشتر رواج دارد. یادآوری می¬کنیم که در کودکان معمولاً ترکیبی از انواع مختلف مشکلات مشاهده می¬شود.
چهارم: علل و عومل متعددی در ایجاد مشکل دخالت دارند که بدون شناسایی دقیق آنها ارائه درمان ممکن نیست. به واقع در ایجاد مشکلات، علل و عوامل متعددی دخالت دارد که در حالت کلی به دو دسته عوامل فیزیولوژیکی و غیرفیزیولوژیکی تقسیم می¬شود. عوامل فیزیولوژیک مسائل زیستی-ارثی، نقایص و ناهنجاری¬های جسمی و اختلال در عملکرد و ترشح غدد را شامل می¬شود. عوامل روانی مانند سبک¬های تربیتی، ویژگی¬های شخصیتی؛ عوامل اجتماعی نظیر خانواده و مدرسه و جامعه، عوامل اقتصادی و عوامل فرهنگی نیز از جمله موارد غیر فیزیولوژیکی هستند که مشکل را به وجود می¬آورند. مشکل ممکن است معلول یک علت یا مجموعه-ای از علل مذکور باشد.
پنجم: چون علل به وجود آورنده مشکلات متفاوت است حتی برای حل مشکلات به ظاهر یکسان نمی¬توان از یک روش درمانی به طور قالبی استفاده کرد. بنابراین برای درمان مشکلات به طور موثر و موفقیت¬آمیز باید اصولی رعایت شود: 1- هر مشکل با توجه به شناخت دقیق علت¬ها درمان پذیر است و تا علل مشکل مشخص نشود ارائه درمان صحیح ممکن نخواهد 2- درمان باید گسترده و همه جانبه باشد و تنها به رفع علائم ظاهری اختلال اکتفا نشود 3- درمان باید توسط متخصص انجام گیرد و از همکاری افراد صلاحیت دار و نزدیکان کودک استفاده شود 4- درمان باید پیگیری شود. درمان مشکل به طور کلی با شیوه های مشاوره و روان درمانی و روش¬های پزشکی انجام می¬شود در مواردی استفاده از هر دو روش برای درمان مشکل ضروری است. همواره باید بخاطر داشته باشیم که پیشگیری بر درمان تقدم دارد و بیشتر باید در زمینه پیشگیری تلاش کنیم.
البته به تجربه شاهد بوده¬ایم که برخی والدین نیز در شناسایی و بیان مشکلات فرزندان خود بسیار تسامح کار بوده و با اغماض نسبت به مشکلات فرزندان خود قضاوت می کنند که نتیجه آن عدم تشخیص به موقع، سریع و همچنین عدم پیگیری درمان است. با این توصیف یک توصیه کلی داریم: اگر نسبت به برخی رفتارهای فرزند خود نگران هستید و ملاک درست و بدون قضاوتی برای ارزیابی وی ندارید، نزد یک مشاور یا روانشناس کودک بروید.