تعریف بازی و مولفه های آن
(بازی چیست؟ و چه مولفه های در آن نقش دارد؟)

سمانه صنایعی- کارشناس ارشد روانشناسی (بازی درمانگر)

بازی وسیله طبیعی کودک برای اظهار و بیان «خود» است. بازی عاملی است برای تقویت فعالیت‌های ذهنی، عقلی، اجتماعی، عاطفی و سلامت کودک. کودک سالم به بازی عشق می‌ورزد و به حقیقت با بازی زندگی می‌کند و دنیایی جز دنیای بازی نمی‌شناسد. بازی برای کودک به منزله درس، تجربه و ممارست در امور مختلف است. بنابراین بازی با زندگی پیوندی استوار دارد و جوهر زندگی آدمی ‌است. برای شناخت علمی از موضوع بازی و مولفه¬های آن، خواندن این مقاله را به شما پیشنهاد می-کنیم.

ارائه تعریف جامع و مانعی از بازی که مورد تأیید همه نظریه پردازان روان شناسی باشد وجود ندارد. هر صاحب نظری بر اساس تجارب، مشاهدات، اعتقاد، نگرش و دیدگاه خود بازی را به نوعی تعریف کرده است؛ و هر یک از این تعاریف با برجسته نمودن جنبه¬ای از بازی دیدگاه خاصی را ارائه نموده است. بین تعاریفی که از بازی شده وجود اشتراک و تشابه زیادی وجود دارد. پیاژه روان شناس معروف سوئیسی برای تمیز و تشخیص بازی از کار و اشتغال، پنج معیار را به عنوان شاخص¬های بازی معرفی می¬کند: 1.بازی دارای هدف در خود است؛ 2.بازی اختیاری است نه اجباری؛ 3.بازی دلپذیر و خوشایند است؛ 4.بازی فاقد سازمان می¬باشد؛ 5.بازی از قید کشاکش و پرخاش آزاد است.
میشل و میسَن از روانشناسان بزرگ در زمینه بازی، تعریف¬های متعددی از بازی گرد آورده¬اند که برخی از این تعاریف عبارتند از: فعالیتی فی نفسه آزاد، بی هدف، سرگرم کننده یا تفریحی؛ تمرینی غریزی و بی هدف از اعمالی که در زندگی آینده نقش اساسی دارند؛ فعالیتی در جهت تداوم شادمانی و… در یک تعریف دیگر میتوان بیان کرد: بازی به هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدف دار که به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب بروز نیازهای کودک شود، گفته می¬شود.

مولفه¬ها و عوامل مؤثر در بازی
عوامل متعددی در بازی کودکان تأثیر دارد که مهمترین عوامل آن عبارتند از سن، جنس، هوش و محیط. که در ادامه به هر یک از آنها گذری خواهیم داشت.
سن
کودک در هر سنی بازی خاصی را می¬پسندد؛ مثلاً طفل در همان روزهای اول علاقه به لگد زدن و حرکت دادن دست¬ها دارد. از اینکه باد در گلو اندازد و از حنجره و دهان صدا خارج کند و لب¬ها را به حرکت درآورد، لذت می¬برد. کمی که بزرگتر می-شود اطرافیان با او بازی می¬کنند. بنابراین در سال¬های اولیه کودکی، الگوی بازی کودکان نشانه تغییر رشدی آنهاست. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعداً با بازی موازی دنبال می¬شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می¬پردازند. آنها ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با یکدیگر به کار و بازی بپردازند. کودکان 3 تا 4 ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می¬پردازند، یعنی آنها با کودکان دیگر نیز بازی می¬کنند و می-توانند وسایل خود را تا حد معینی به دیگران بدهند و با آنها شریک شوند ولی در عین حال نمی¬توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند و به اصطلاح از گروه تبعیت کنند. از سن چهار و چهار و نیم سالگی تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می¬آورد، یعنی در موقعیت¬های گروهی که هدف مشترکی را دنبال می¬کنند به بازی گروهی می-پردازند. نهایتاً در نوجوانی بازی¬های گروهی اهمیت بیشتری می¬یابند. پس همان طور که ملاحظه می¬کنید در هر سنی کودک بازی¬های خاصی را می¬کند.

جنسیت
جنسیت یکی از عوامل موثر در بازی است و از این رو می¬توان گفت که بازی پسرها با دخترها تفاوت دارد، گرچه در اوایل رشد به یک نوع بازی علاقه نشان می¬دهند. در تفاوت بین بازی دختران و پسران عواملی موثر است مانند طبیعت کودک، انتظارت و توقعات والدین و… این عوامل باعث میشود در کل پسران بازی¬های فعال و پرتحرکی را که مستلزم صرف انرژی و مصرف نیروی بدنی، چابکی، مسابقه و رقابت است به انواع دیگر بازی ترجیح دهند در حالی که دختران معمولاً به بازی¬هایی که ساکن¬تر، کم¬تحرک¬تر و آرام¬تر است، علاقه مند هستند. روانشناسی به نام تِرمن، فهرستی از بازی¬ها را تنظیم و ارائه داده است که دختران و پسران علاقه چشمگیری به آنها از خود نشان می¬دهند. بازی¬هایی که پسران بیشتر انتخاب و به آن علاقه دارند عبارت است از: استفاده از ابزارها، تیراندازی، بادبادک بازی، دوچرخه سواری، تیله بازی، کشتی، بُکس، فوتبال، فرفره بازی، کامیون و ماشین بازی، دویدن و… بازی¬های مورد علاقه دختران نیز عبارت است از: عروسک بازی، طناب بازی، مهمان بازی، پذیرایی، تشکیل کلاس درس، بافندگی، خیاطی، فروشندگی، معمابازی و… لازم به یادآوری است که بازی¬هایی وجود دارد که هر دو جنس به آن علاقه دارند.

هوش
هوش می¬تواند بر نحوه بازی و نوع آن، انتخاب اسباب بازی و استفاده از آن تأثیر بگذراد. مثلاً کودکان تیزهوش سعی می¬کنند وسایل و اسباب بازی¬هایی را انتخاب نمایند که بتوانند با آنها به ابتکار و ابداع دست بزنند و قوای ذهنی خود را به کار گیرند. کودکان باهوش تر مدت کمتری به یک بازی مشغول می¬شوند؛ زیرا خواهان تنوع هستند و از تنوع لذت می¬برند. کودکان باهوش در سنین بالاتر به بازی¬هایی که متضمن فعالیت¬های ذهنی و جسمی است می¬پردازند، مثلاً جمع¬آوری اشیای مورد نظر برای آنان جذاب و لذت بخش¬تر می¬باشد. کودکان تیزهوش به دلیل توانایی¬های بیشتر، به انجام بازی¬های انفرادی تمایل نشان می¬دهند و معمولاً انرژی بدنی را در حد زیادی مصرف نمی¬کنند. در نهایت افراد باهوش اغلب نقش رهبر را در هنگام بر عهده می¬گیرند.

محیط
تأثیر محیط بر بازی کودک از دو دیدگاه قابل بررسی است: 1.غنا بخشیدن به محرکاتی که کودک با آنها به بازی می پردازد؛ 2. تفاوت بازی¬های کودک در محیط¬های مختلف از نظر جغرافیایی. برخی از روانشناسان تنوع محرکات را مهمترین عامل محیطی در رشد هوش می¬دانند، هر چقدر کودک بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند و از حواس خود بیشتر استفاده کند در سال-های بعدی زندگی به دیدن، شنیدن، لمس کردن و استفاده از سایر حواس خود علاقه بیشتری نشان خواهد داد و البته باید توانایی¬ها و محدودیت¬های فکری کودک را شناخت و کیفیت و کمیت محرک¬ها را با آن تطبیق داد، یعنی محرک¬های محیطی باید به جا و به اندازه باشند و گرنه، نه تنها اثر مثبتی ندارند بلکه ممکن است سبب اغتشاش فکری و اختلال در یادگیری کودک شوند. کمبود محرک¬های لازم برای رشد منجر به رشد ناکامی سلسله اعصاب مرکزی و بخصوص مغز می شود، در نتیجه شخص از نظر هوش که عملکرد مغز خصوصاً قشر مغز است رشد کافی نمی¬کند. لذا تأکید می¬شود که تنوع و تحرکات محیطی را برایش فراهم نمایید و اسباب بازی¬های مختلفی بخرید تا هر چه بیشتر به پرورش حواس او کمک کند یعنی هر چقدر بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند، گفتگو کند در واقع به رشد عقلانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، روانی او کمک کرده¬اید. از سویی می¬توان گفت که بازی کودکان به نوعی منعکس¬کننده فرهنگ آن جامعه می¬باشد؛ مثلاً در مناطق محروم، به علت اینکه افراد از توانایی اقتصادی زیادی برای خرید وسایل و اسباب بازی برای کودکان برخوردار نیستند، آن دسته از بازی¬های سنتی را که نیاز چندانی به آلات و اسباب ندارد به کودکان خود می¬آموزند. در این جوامع کودکان یاد می¬گیرند که برای خود اسباب¬بازی بسازند. این تولید و سازندگی به نوبه خود یک بازی و فعالیت دلچسب برای این قبیل کودکان محسوب می¬شوند.