انواع بازی های کودکان (آیا بازی کودکان انواع مختلفی دارد؟)
سمانه صنایعی- کارشناس ارشد روانشناسی (بازی درمانگر)

کودکان به بازی¬های متفاوتی می¬پردازند که هر کدام از بازی¬ها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می¬باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازی¬هایی می¬پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده¬های عادی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می¬پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازی¬های تخیلی سرگرم می¬کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازی¬های تقلیدی می¬پردازند. در این مقاله به انواع بازی کودکان اشاره شده است.

بازي فعاليتي طبيعي، لذت بخش، شگفت انگيز و پررمز و راز است. بازي هدفدار و منطقي مي¬تواند روابطي صميمي، گرم و عميق با كودكان برقرار سازد و در جهت رشد و تربيت آنان گام بردارد؛ گام¬هايي كه از دريچه لطافت بازي شروع شده و به دنياي خيال، روياها، ابعاد احساسي، عاطفي و شناختي كودكان خاتمه مي¬يابد. به همين دليل پرداختن به بازي و نوع بازی منجر به بررسي نزديك¬ترين زاويه شخصيت كودك مي¬گردد.
كودك در بازي، نيازهاي حسي-حركتي خويش را برآورده مي¬سازد و انرژي غني شده در درون خويش را بگونه منطقي تخليه مي¬نمايد. كه اين عمل نه تنها آرامش رواي او را افزايش مي¬دهد. بلكه باعث پويايي رفتارش مي¬شود. حال در صورتي كه اين انرژي امكان بروز نيابد احتمالاً به اضطراب، افسردگي و پرتحركي تبديل مي¬گردد. او براي زنده ماندن بايد اضطرابي را كه درگير آن است، بيرون براند كه اين كار با عصبانيت، فرياد كشيدن، اشك ريختن، شكستن اشياء، لجبازي، و بي صبري انجام مي¬دهد؛ بتدريج كه فشار¬هاي حاصله افزايش مي¬يابد، فراتر از ظرفيت و تحمل كودك مي¬گردد، و به گونه¬هاي بحراني نمايان مي¬شود. در اين هنگام بايد با بهره¬گيري از ابزارهاي تربيتي و روانشناختي در جهت شناخت كاركردهاي منفي و ناسالم عاطفي، احساسي، رفتاري و شناختي كودكان گام برداشت.
در این میان کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجه به ویژگی¬های خود، بازی¬های مختلفی را تجربه می¬کنند. عوامل زیادی در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارند مانند: تفاوت¬های فردی، میزان سلامتی، سطح رشد جسمی و حرکتی، بهره هوشی، جنسیت، خلاقیت، فرهنگ خانواده و موقعیت جغرافیایی. بر همین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می¬شود. که در زیر به آنها اشاره شده است.
بازی¬های جسمی
این نوع بازی از قدیمی¬ترین نوع بازی¬هاست، به ابزار مخصوص نیازمند نیست، هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می¬شود، برای مصرف انرژی اضافی بدن و نجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای ناآرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می¬دهد.
بازی¬های تقلیدی
در این بازی¬ها، کودک به تقلید نقش¬هایی می¬پردازد که آنها را باور کرده است. معمولاً بهترین شخصیت¬ها برای شروع ایفای نقش، والدین، برادران، خواهران و دوستان هستند. کودک از ایفای نقش آنان لذت برده و تجربه کسب می¬کند. در دوره دبستان بیشتر نقش معلمان را تقلید می¬کند، در حالی که در دوره نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می¬کند و به تقلید رفتار همسالان می¬پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شد با گروه¬های اجتماعی و ایفای نقش¬های واقعی زندگی.
بازی¬های نمایشی
کودک در تقلید از بزرگترها از لباس و وسایل مخصوص آنها نیز استفاده می¬کند، مانند پسر کوچکی که کُت پدر را به تن کرده، عینک او را به چشم می¬زند و یا دختر بچه¬ای که کفش پاشنه دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می¬رود. بازی نمایشی مهمترین بازی است که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می¬تواند بروز و ظهور کند. بازی نمایشی می¬تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می¬دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازی¬های تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می¬دارد. مثلاً هرگاه کودک پدری سختگیر و مستبد داشته باشد، کودک در بازی تقلیدی خود سختگیر و مستبد می¬شود؛ اما در بازی نمایشی انتظار محبت و همدردی پدر با فرزند را منعکس می¬کند.
بازی¬های نمادی
بازی¬های نمادین نقطه اوج بازی¬های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می¬شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می¬رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می¬یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می¬شود که کودک به تدریج زبان می¬گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. زمانی که کودک دستیابی به ابزار و وسایل مورد نیاز خود را غیرممکن می¬بیند، نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادین و از طریق بازی بیان می¬کند. برای مثال بر تکه¬ای چوب سوار شده، این طرف و آن طرف می¬رود، مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می¬کند. این نوع بازی¬ها یکی از بهترین شیوه¬های بازی درمانی محسوب می¬شوند.
بازی¬های آموزشی
مهمترین وسیله آموزش کودک، استفاده از وسایل بازی مناسب است، مانند مکعب¬های چوبی که کودک با جور کردن و دسته بندی کردن آنها می¬تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود. از خانه¬ کوچک اسباب بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیت¬های موجود زندگی می¬توان استفاده کرد. بازی¬های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک می¬شوند، به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد و جهت و مسیر آن را او تعیین کند. با این که هدف از انجام بازی¬های آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود.
بازی¬های خلاقیتی یا تخیلی
این بازی¬ها در یک و نیم سالگی آشکار، ولی معمولاً در سه سالگی آغاز می¬شود و در طی چند سال غنا و پیچیدگی می¬یابد. تحقق این مرحله، مستلزم پشت سر گذاشتن مطلوب مراحل پیشین است. در اینگونه بازی¬ها کودک از طریق به وجود آوردن چیزی، عقاید و احساساتش را اظهار می¬کند، مانند نقاشی، موسیقی، خمیربازی، شن بازی و یا استفاده از لغات. بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازی¬ها خارج شده و به صحنه داستان¬ها و گفتارهای کودک کشانده می¬شود. نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می¬تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند.